Click here to go back to Welcome Page.
   
 

راز ساحل مدرن اما اصیل

شهرضا يكي از شهرستان هاي استان اصفهان است كه شعرا و عرفاي بزرگي در آن زندگي مي‌كنند و در زمينه‌ موسيقي، نوازنده و هنرجو در رديف شهرهاي بزرگي است كه در اين رشته پيشتازند. آشنايي من با هنرمندان اين ديار از اوايل دهه‌ي پنجاه شروع شد كه هنوز هم ادامه دارد. بعد از انقلاب عده‌اي از جوانان علاقمند، گروه موسيقي چكاوك را در اين شهرستان تشكيل دادند. ناظم پور كه در آن زمان سه تار مي‌زد. و... پس از جدايي گروه از يكديگر ناظم پور به نواختن بربط مشغول شد و براي يادگيري نزد چند تن از اساتيد زبده‌ تهران رفته و شبانه روز به نواختن و تمرين پرداخت. تا اينكه در سال 1380 به مراكش مسافرت كرد و در بين تمام عود نوازهاي عربي مقام اول را به دست آورد. نوازنده‌هاي عود ( بربط) در دو سبك نوازندگي مي‌كنند. يكي سبك بين المللي ( كلاسيك )، چون عود هنوز در اروپا نواخته مي‌شود و آهنگسازاني مثل « باخ» كنسرتوهايي براي اركستر و عود دارند كه همچنان اجرا مي‌شود و ديگري عود عربي ولي مجيد ناظم پور در سه قسمت كلاسك، سبك عربي و سبك ايراني شركت مي‌كند. عود يا بربط سازي است صد در صد ايراني و چند هزار ساله چون اين ساز از پشت شبيه سينه‌ي مرغابي است نام « بربط» بر آن نهاده اند و نيز مي‌گويند بربط برگرفته از نام « باربد » نوازنده‌ي معروف دوره‌ي ساسانيان است كه بعداً عرب ها بر آن نام عود نهاده اند و در حال حاضر در كشورهاي عربي و تركيه نوازندگان و طرفداران بسياري دارد كه از معروف ترين آنها مي‌توان « رياض السمباتي » و « علي رفعت » را نام برد. اين ساز را در اروپا با نام Lute مي‌شناسند و در دوره‌ي باروك بسيار رايج بوده است. « باخ » قطعاتي براي Lute نوشته و تنظيم كرده است. زماني نواختن بربط در ايران رواج داشت. موسيقيداناني چون فارابي درباره‌ي آن بسيار سخن گفته اند و از نوازندگان به نام آن دوران مي‌توان « اسحق و ابراهيم موصلي »، « منصور زلزل » و « زرياب » اشاره كرد، ولي بعدها اين ساز به دست فراموشي سپرده شد. از دوره صفويه به بعد اثري از بربط نمي‌بينيم، ولي از چند دهه پيش به همت استاداني چون عبدالوهاب شهيدي و اكبر محسني و نريمان اين ساز در ايران دوباره نواخته و احيا شد. از خصوصيات كار عبدالوهاب شهيدي تكنيك مضرابي است كه قبل از او مرسوم نبود و كلاً فرق مي‌كند. اين را آقاي ناظم پور در جايي اشاره كرده اند . از عجايب روزگار اينكه در دوره‌اي از حيات موسيقي ما تعدادي از نوازندگكان تار به عود رو آوردند و از آن جمله اكبر محسني بود كه از طرف دولت ايران مدمور شد اين ساز را ياد بگيرد و عالي ترين اثرش « الهه ناز » است. ديگر نوازنده‌ي ايراني عود « نريمان » است كه در نواختن تاز نيز استاد بود. ناگفته نماند كه هر نوازنده در نواختن عود سبك خاص خود را داشت. اما از آنجا كه عبدالوهاب شهيدي در برنامه‌ي گل ها خواننده‌ي محبوبي هم بود. بيشتر نواي عود از مضراب ايشان به گوش صاحب نظران و صاحب دلان مي‌رسيد. اما شهرضايي‌ها شنوندگان بي‌نظير موسيقي‌اند. آقاي « فرهنگ شريف » دو شب در شهرضا كنسرت دادند و گفتند : « من تاكنون چه در خارج و چه در ايران شنوندگاني فهيمي مثل شنوندگان شهرضا نديده ام، و تعجب مي‌كنيد اگر بگويم همه‌ي شنوندگانشان دخترها و پسرهايي بين هيجده تا زير سي سال بودند و سكوتي كه هنگام اجرا حكم فرما بود بي نظير بود. ناظم پور از چنين محيطي برخاسته كه نگاهشان و كارشان در زمينه‌ي موسيقي ممتاز و متفاوت است. در شب دوم كنسرت فرهنگ شريف يكي از شعراي حاضر بلافاصله و في البداهه رباعي زيبايي سرود كه هنوز به خاطرم هست : « امشب همه چشم است بر آن ساز لطيف/ مجلس همه گوش است به گلبانگ ظريف/ گو دست برآريد به شكرانه كه پاي/ بر ديده‌ي ما نهاده فرهنگ شريف ». ناظم پور با حفظ اصالت و استفاده از سازهاي كوبه‌اي به ريتمي دروني، عرفاني رسيد. پيش از اين ،ناظم‌پور چند كاست منتشر كرده بود. با چنين پيشينه‌اي بود كه او كاري جدي و نو به بازار عرضه كرد. تجربه‌اي تازه و جستجو گرانه كه نواي عود « بربط » در آن مانند سازهاي ديگر براي ما آشناست. ناظم پور مبتكرانه با همراه كردن دو ساز بسيار قديمي و از ياد رفته دُهُلك و كوزه به صداي ساز بربط كه خودش نواخته، مفهوم تازه‌اي بخشيده و نيز با وارد كردن ساز « درامز» در اين اجرا به كاري جسورانه و بسيار عالي پرداخته. حاصل اين هم نوايي كاري است شنيدني به نام « راز ساحل » كه قطعات بسياري دارد. يكي از دل انگيزترين آهنگ ها قطعه‌ي بسيار زيبايي است كه « منير بشير » كه نوازنده‌اي است بين المللي و عراقي الاصل به نام « پرواز گنجشك ». ناظم پور كليه‌ي سازهاي زهي يعني تار و سه تار، عود، ني را به زيبايي مي‌نوازد. شايد علت توجه‌اش به ساز بربط گمنامي و مظلوميت عود در ايران است كه بايد بيشتر معرفي شود. ناظم پور سبك خاص خودش را دارد. چندان پاي بند رديف نيست يا پاي بند شيوه‌ي گذشتگان و ارائه آثاري تكراري. تنها قطعه‌ي تكراري اين اثر كه مدرن هم هست همان « پرواز گنجشك » است كه نشان دهنده‌ي جسارت اين هنرمند است. همان طور كه قبلاً اشاره كردم، تركيب ساز « درامز»، « دهلك» و « كوزه » كه نه صدايشان را شنيده بوديم و نه اسم شان را در جايي ديده بوديم، مگر در كتاب هاي موسيقي، جسارت مي‌خواهد و او با چنين جسارتي است كه اثري چنين بديع و شنيدني عرضه مي‌كند. سبك نوازندگي اش هم هيچ شباهتي به پيشينيان ندارد، سبكي است نو كه مي‌شود روي سازهاي ديگر هم پياده كرد. اگر اين نوار را خوب و دقت گوش كنيم در مي‌يابيم كه با تار و سه تار مي‌شود غير از جواب آواز و پيش درآمدهاي قديمي كارهاي نو و تازه‌اي انجام داد. مگر سه تار يا تار از گيتار چيزي كم دارند؟ عمده مسأله‌اي كه جوان ها ما چندان توجهي به موسيقي اصلي ايراني نشان نمي‌دهند، ريتم است موسيقي ما برخلاف موسيقي عرب و موسيقي آفريقايي. اكثراً فاقد ريتم است. ريتم يك اصل اساسي موسيقي است يعني يكي از اركان چهارگانه‌ي موسيقي است. در كشورهاي آفريقايي يا آمريكاي جنوبي بعضي اوقات در اركسترهاشان فقط با سازهاي كوبه اي برنامه اجرا مي‌كنند. ناظم پور خوشبختانه موضوع را خوب درك كرده و تقريباً از تمام سازهاي كوبه‌اي در اين نوار بهره گرفته. يكي از عللي كه موسيفي ايران مورد توجه گسترده‌ي غربي ها قرار نمي‌گيرد، نداشتن ريتم است. ريتمي كه از درون به بيرون سرايت بكند در صورتي كه براي ايراني ها اين ريتم، ريتمي دروني و عرفاني است و كاملاً آشنا. از طرفي گمان مي‌رود كه استفاده از سازهاي اصيل براي اجراهاي نوين و مدرن اشتباهي است نابخشودني، حال آنكه ناظم پور نشان داد مي‌شود اصالت را حفظ كرد و آثاري تازه و مدرن پديد آورد. منتهي نوازنده‌ي جسور مي‌خواهد. از مهم ترين خصوصيات موسيقي ايراني بداهه نوازي است، يعني نوازنده قبل از اجرا پيش خودش فكر نمي‌كند و يا نمي‌داند كه چه دستگاه را مي‌خواهد بزند. رديف نوازي نيز ما را به تكرار مكررات وا مي‌دارد. اين تكرار مكررات باعث كسالت و خستگي شنونده و در نتيجه روي گرداندن از موسيقي ملي ما مي‌شود. به نظر مي‌رسد نوازندگان جوان مي‌توانند در عين محفوظ داشتن اركان موسيقي اصيل و ملي‌مان، براي تحول و مدرنيزه كردن اين موسيقي كار ناظم پور را نمونه و سرمشق قرار دهند.