گفتگو با "مجيد ناظم پور" محقق و نوازنده "بربط": متاسفانه از جايي حمايت نميشدم!
پيش در آمد
در طول فعاليت حدود ده سالهام در مجله جوانان امروز به عنوان دبيرسرويس هنري، هنرمندان زيادي را ديده و با آنان گفتگو كردم. خيليها به خاطر رسيدن به قلههاي رفيع هنر زحمت كشيدند، تلاش كردند و پس از رسيدن به مدارج بالا، براي انتشار هنرشان هم از هيچ تلاشي فروگذار نكردند. اما "مجيد ناظم پور" در مقابل تمام كساني كه ميشناسم، از جايگاه ديگري برخوردار است! اين هنرمند جوان 11 سال از بهترين سالهاي زندگياش را صرف تحقيق و پژوهش كاري كرد كه در آن غير از لذت يك كار فرهنگي و هنري، چيز ديگري را براي او به ارمغان نياورده است!
مجيد ناظم پور سالها براي اعتلا و بقاي ساز "بربط" (عود) تلاش بسياري كرده و ميكند. سازي مهجور و فراموش شده وايراني كه با پشتكار او اتفاقات خوبي براي اين ساز باستاني ايران فراهم شده است.
او براي پژوهش به كشورهاي اروپايي و عربي نيز سفر كرده است. ناظم پور دركنار تحقيق نوازندهاي چيره دست نيز هست.
او در جشواره موسيقي مراكش به عنوان بهترين نوازنده عود شناخته شد و اين افتخار كمي نيست.
مجيد ناظم پور سال 1352 در شهرضاي اصفهان متولد شد. تحصيلات خود را تا مهندسي صنايع ادامه داده اما تمام انرژياش صرف موسيقي شده است.
در محيطي دوستانه كلي گپ زديم، من گاه در دل به اين ميانديشيدم كه آيا نميشود با حمايت همه جانبهاي جوانان مستعدي چون مجيد ناظم پور را شناسايي كرد و آنان را تشويق به پژوهش در بخشهاي ديگر هنر نمود؟
پژوهش در هنر مبحثي است كه متاسفانه در كشورمان آن طور كه بايد و شايد جدي گرفته نميشود.
ناظم پور براي تحقيق در كشورهاي عربي اول زبان عربي را فرا گرفت بعد سراغ زبان محاوره كشورهاي مختلف رفت تا بتواند تحقيقات خود را به خوبي پي بگيرد.
گفتگوي دو نفره ما را بخوانيد، بدون شك درخواهيد يافت كه براي رسيدن به اهدافتان بايد تلاش بيشتري كنيد تلاشي از جنس تلاشهاي مجيد ناظم پور. خودم این گفتگو را خیلی دوست دارم ! امید وارم شما هم راضی باشید .
اگر مي خواهيد از ساز بربط بيشتر بدانيد سري به سايت مجيد ناظم پور بزنيد:
www.oudmajid.com
ثابت كردم بربط يك ساز ايراني است!
* از چه زماني احساس كرديد كه موسيقي را دوست داريد؟
ـ تا جايي كه يادم ميآيد شايد از سه سالگي، وقتي از تلويزيون و راديو موسيقي پخش ميشد و بزرگان در خانواده از كاست موسيقي استفاده ميكردند، به موسيقي علاقه داشتم.
* خانواده چه نوع موسيقي را دوست داشتند؟
ـ خوشبختانه اين شانس را داشتم كه در خانواده موسيقي خوب و ارزشمند گوش كنم. يادم ميآيد پدر هميشه در ماشين ني استاد "حسن كسايي" گوش ميكرد و آواز استاد "شجريان". با همان سن كم وقتي به اين موسيقيها گوش ميكردم بياختيار منقلب ميشدم!
* چرا ؟ غم و غصه سراغتان ميآمد؟
ـ نه، ميدانستم كه اين حالت ناشي از غم يا تاثر دروني نيست! يك حالت خاصي بود كه بعد از آن، همان حس همراه من هست! هنوز هم وقتي موسيقي خوب گوش ميكنم، درست همان احساس سه سالگي خودم را پيدا ميكنم!
* اين اتفاق براي يك كودك سه ساله خيلي عجيب است.
ـ بله از همان كودكي متوجه شدم كه تاثيري كه موسيقي در من گذاشته، كمتر شامل همسن و سالان من ميشود و شايد انگيزهاي شد كه در بزرگسالي سليقههاي خودم را بيابم و موسيقي را به عنوان حرفه اصليام انتخاب كنم.
* از چه زماني به صورت جديتر سراغ موسيقي رفتيد؟
ـ از نوجواني در كنار تحصيل به نوازندگي تار و سه تار پرداختم. ولي پس از مدتي به ساز "بربط" يا "عود" علاقهمند شدم و تمام انرژي خودم را روي اين ساز متمركز كردم.
* چرا با اين كه تارو سهتار كار ميكرديد سراغ بربط رفتيد؟
ـ بربط يكي از قديميترين سازهاي ايراني است. ولي متاسفانه به دلايلي در ايران فراموش شده. وقتي به صداي بربط گوش ميكنيم، از آن بوي فلسفه فارابي و ابنسينا به مشام ميرسد و دليل آن هم اين است كه ساز بربط هميشه در دست و مورد بحث اين بزرگان و حكما بوده است.
* همين دلايل براي شما كافي بود تا سراغ بربط برويد؟
ـ به طور كلي دو عامل باعث شد كه انرژيام را روي اين ساز متمركز كنم. يكي همين تاثير صداي حكيمانه و فلسفي اين ساز است. دوم مهجور ماندن و مظلوميت آن.
* حالا از اين انتخاب راضي هستيد؟
ـ ساز بربط ويژگيهاي خاص خودش را دارد. در دست يك نوازنده چيره دست، درست ميتواند نقش يك اركستر را بازي كند.
* دلتان براي سهتار و تار تنگ نميشود؟
ـ هنوز هم براي دل خودم تار و سهتار ميزنم و هيچ تعصبي هم روي سازي ندارم. ولي تاثير صداي بربط و امكانات وسيع آن بر همگان آشكار است.
* شما گفتيد بربط يا عود يك ساز ايراني است ولي ما بيشتر در تمام اركسترهاي كشورهاي عربي و حتي تركيه اين ساز را ميبينيم. اينگونه تصور ميشود كه بايد يك ساز عربي باشد.
ـ بربط يك ساز ايراني است و من اين را ثابت كردم.
* كجا ثابت كرديد؟
ـ در كتابم، كتابي با عنوان "تاريخ پنج هزار ساله ساز بربط" كه به تازگي منتشر ميشود.
* پس تحقيقاتي هم در مورد ساز مورد علاقهتان داشتيد؟
ـ از حدود 11 سال پيش پژوهشهاي خودم را در شيوه نوازندگي ساز در كشورهاي مختلف آغاز كردم. همراه با آن در زمينه تاريخچه اين ساز هم تحقيق كردم و ماحصل تحقيقاتم همين كتاب است.
* براي تحقيق به چه كشورهايي سفر كرديد؟
ـ از كشور سوريه به عنوان يك پايگاه براي جمعآوري اطلاعات از ساير كشورها استفاده كردم. غير از آن در كشورهاي عراق، لبنان، مصر، مراكش، تركيه و اروپا هر آنچه اطلاعات بارز و مهم در زمينه بربط بود جمع آوري كردم.
ـ شيوه تحقيقتان چگونه بود؟
ـ براي تحقيق ابتدا از منابع داخلي استفاده كردم كه شامل استفاده از كتابخانههاي معتبر و همچنين مصاحبه با اساتيد داخلي بود كه متاسفانه اطلاعات چنداني در اين زمينه عايدم نشد!
از هر كسي كه صاحب نظر بود و پرسيدم بيشتر از چهار پنج خط نميتوانست توضيح تاريخي داشته باشد!
سپس تصميم گرفتم با هزينه شخصي در كشورهاي ديگر هم روي اين ساز تحقيق كنم.
اين را هم يادآور شوم كه در زمينه نوازندگي در داخل كشور، از محضر استاد "حسين بهروزي نيا" استفاده كردم .
* از ارگانهاي فرهنگي و هنري كشور مانند وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي حمايت ميشديد؟
ـ متاسفانه از جايي حمايت نميشدم! يك سال تدريس ميكردم تا بتوانم سالي دو مرتبه سفر كنم و مطالبي را جمعآوري كنم.
* گفتيد به اروپا هم رفتيد، چرا اروپا مگر بربط در اروپا هم همه گير است؟
ـ قضيه به حدود نه قرن قبل برميگردد. موسيقي ايراني توسط بزرگاني چون "ابوالحسن علي بن نافع" معروف به "زرياب" در كشورهاي مختلف عربي و بعد از آن اسپانيا (اندلس) رفت و منتشر شد، بهتر است بگويم سلطنت ميكرد.
* منظورتان پس از وقتي است كه مسلمين اندلس را فتح كردند؟
ـ بله، پس از فتح اندلس، مسلمين فرهنگ شرقي و اسلامي را با خود به آن ديار بردند. موسيقي هم از اين شانس بي نصيب نبود و به دست زرياب كبير در اندلس گسترش پيدا كرد. از آن جا بودكه ساز عود و موسيقي شرقي كم كم در اروپا رواج پيدا كرد. از قرن 15 ميلادي تا قرن 18 ساز عود در اروپا فرمانروايي ميكرد!
* يعني اين قدر وسيع و همهگير شد؟
ـ بله، اروپاييان به خاطر اين كه تلفظ حرف"ع" برايشان سخت بود، نام عود را به"لوت" تغيير دادند. امروزه هم در اين كشورها نواخته ميشود.
* بيشتر در كدام كشورها به اصطلاح خودشان لوت را مينوازند؟
ـ در سراسر اروپا!
* خيلي جالب است، شايد بعضي از مخاطبان ندانند كه گيتار در واقع به همت استاد زرياب از همين عود شكل گرفته است، ممكن است قدري در اين زمينه توضيح بدهيد.
ـ زرياب يك موسيقيدان تنها نبود، بهتر بگويم، در گذشته موسيقيدانان فقط ساز نميزدند.
حكماي قديم مثل" ابنسينا"، "فارابي" و "الكندي" و همين زرياب در فلسفه، طب، رياضيات و نجوم صاحب نظر بودند. زرياب يك مجموعه دانش و اطلاعات را با خودش به اسپانيا برد. جالب است بدانيد اولين هنرستان موسيقي به شكل امروزي و تعليم آواز علمي يا همان سلفژ در دنيا به دست زرياب صورت گرفت.
در ساختمان ساز عود تغييراتي داد و در شيوه نوازندگي اين ساز هم ابداعاتي داشت كه گيتار امروزي مديون نبوغ و خلاقيت زرياب است.
* موسيقي ايراني دركشورهاي عربي حضور پررنگي دارد. اما در اروپا چه؟ آيا در نغمهها و آوازها و سازهايشان، جا پاي موسيقي ايراني را شنيديد؟
ـ وقتي به موسيقي محلي اسپانيا و يا همه كشورهاي اروپايي گوش ميكنيد، ناخودآگاه زمزمههاي موسيقي ايراني را از لابلاي صداي سازشان حس ميكنيد.
* بر خلاف ايران كه عود مهجور مانده، در كشورهاي عربي جايگاه ويژهاي در موسيقي دارد. دلايل اين اتفاق چيست؟
ـ عود در اركستر و موسيقي عربي حكمفرمايي ميكند ولي در موسيقي ايراني اگر هم از عود استفاده ميشود به صورت خيلي مهجور و در حد تزيين اركستر است!
اين اتفاق به خاطر دو دليل عمده است. يكي اين كه عود از صفويه به بعد در ايران فراموش شد و درست در همان فاصله عربها بيشتر روي آن كار كردند.
دوم اين كه برميگردد به مباحث روان شناسي جامعه كه هر سازي را اگر راديو و تلويزيون مكرر و مداوم در گوش مردم پخش كند، مردم به آن عادت ميكنند و آن صدا را به عنوان انتخاب اولشان بر ميگزينند.
در شرايط فعلي وقتي كه از تلويزيون و راديو صداي كيبورد، گيتار غير حرفهاي ميشنويم، طبيعي است كه الگوي جوانان موسيقي تقليدي و درجه سه بشود كه من روي آن اسم پاپ را هم نميگذارم.
اگر آثار مرحوم واروژان موسيقي پاپ باشد، اين موسيقيها نه تنها موسيقي نيستند كه پاپ هم نيستند.
نكته ديگر همان بحث قديمي و بيسرانجام نشان ندادن شكل سازها از تلويزيون است.
* عربها به اين باور اعتقاد دارند كه عود يك ساز ايراني است؟
ـ بله، ولي خيلي زود از آن ميگذرند و تاكيدي برآن ندارند كه اين ساز ايراني است.
* اين قدر برايشان سخت است؟ جالب اين كه يك نوازنده عرب براي آموختن ساز عود ناگزير است از 60 لغت فارسي استفاده كند! در موسيقي دستگاههايي داريم مانند سهگاه، چهارگاه و....كه فارسي است و آنان بايد آن را بياموزند.
به تازگي تعدادي از نظريه پردازان عرب به قول معروف به حس غيرتشان برخورد و پيشنهاد دادندكه لغتهاي عربي بسازند و جايگزين اين 60 لغت فارسي كنند!
* من هميشه وقتي نام اين ساز را ميشنوم به ياد صداي ساز و آواز استاد"عبدالوهاب شهيدي" ميافتم.
در سدهي اخير اتفاقاتي براي ساز افتاد وگرنه شايد شما هم نمي توانستيد سراغ اين ساز برويد. اين اتفاق را چه كساني يا كسي ايجاد كرده است؟
ـ بعد از دورهاي كه بربط در ايران فراموش شد، اوايل قرن حاضر به همت استاداني مانند زنده ياد"روح الله خالقي" ـ كه رئيس هنرستان موسيقي بودند ـ عدهاي از اساتيد هنرستان موسيقي را مامور كرد به كشورهاي عربي سفر كنند و دو ساز فراموش شده ايراني يعني بربط و قانون را يادبگيرند و دوباره در ايران اشاعه بدهند!
پس از آن نوازندگاني در اين ساز پيدا شدند كه مهمترين آنان استاد "اكبرمحسني" ـ سازنده تصنيف معروف "الههناز"، استاد "منصور نريمان" و استاد "نصرالله زرينپنجه" بودند.
در اين دوران شاهد فعاليتهاي بزرگمردي به نام "عبدالوهاب شهيدي" هستيم.
استاد شهيدي از معدود خوانندگاني بود كه واقعا با صداي مردانه ميخواند و طرفداران زيادي داشت و آواز خودش را با عود همراهي ميكرد. ايراني عود مينواخت و به خوبي تواناييهاي تكنوازي و همنوازي اين ساز را نشان داد.
يك واقعيت تلخ در ايران هست كه من هم از آن متاسفم و آن خواننده سالاري است. مردم براي شنيدن صداي استاد شهيدي بايد ساز او را هم ميشنيدند و به اين وسيله استاد عود را در دل ايرانيان جاي داد.
* در مورد اولين آلبومتان بگوييد،"راز ساحل".
ـ "رازساحل" اولين اثر شنيداري من است كه به صورت تكنوازي از سوي موسسه فرهنگي هنري "آواي سپهر" وارد بازار موسيقي شده است.
هرگاه خود را دركنار ساحل دريا مييافتم از مشاهده آن
غرق سوالات فلسفي پيرامون دنياييكه درآن زندگي ميكنيم ميشدم. ساحل دريا و هجوم امواج برايم مثال كوچكي است. از خلق و زوال يا به قول سعدي "كون و فساد" و "گذار و گذر" دنيايي كه در آن زندگي ميكنيم و آرامش بعد از تلاطمها و تكرارهايي كه هيچگاه تكراري نشدهاند. تا اينكه روزي مشغول خواندن كتابهاي متفكر و نويسنده بزرگ"جبران خليل جبران" بودم كه به طور اتفاقي اين تفكر را در لابلاي نوشتههاي او يافتم. اين حادثه تاثير خاصي بر من گذاشت. كه منجر به ساخت قطعه راز ساحل شد و به ياد دارم كه موتيفهاي اصلي آن در كنار درياي زيباي خزر به ذهن من نشست. به عنوان صاحب و سازنده اين مجموعه چه از حيث فواصل و چه جملات موسيقي به هيچ وجه آن را اثري در جهت معرفي موسيقي سنتي و ناب و دست نخورده ايراني نميدانم بلكه هر كدام از قطعات ساخته شده فقط و فقط محصول شرايط روحي است كه در مقاطع مختلف زندگيام خود را در ميان آن ديدهام . پس اجراي يك اثري ناب و دست نخورده موسيقي ايراني را به فرصتي ديگر واگذار مينمايم. در لابلاي اين اثر چند موسيقي قديمي ايراني را بازسازي و اجرا نمودهام پيش درآمد ماهور ساخته درويشخان را به خاطر ارادت هميشگيام به درويشخان اجرا كردهام و تصنيف قديمي به اصفهانرو را كه در قديم با صداي زندهياد "استاد تاج اصفهاني" اجراگرديده است. به خاطر علاقهاي كه به اين استاد بزرگ دارم و به پاس احترام به هنر و نجابت و پاكي وي در زندگياش كه از پيرها شنيدهام باز سازي و به روح او تقديم مينمايم. قطعه پرواز گنجشك هم به ياد نوازنده بزرگ عود عرب استاد "منير بشير" اجرا شده و ديگر اينكه قطعه "به پيشواز بهار" را براي همسر نازنينم به پاس مهر، صداقت و از خودگذشتگياش، ساخته و به وي تقديم نمودهام.
دراين اثر"در امز" به عنوان يك ساز كوبهاي همراهي كننده استفاده شده كه فضاي قطعه "راز ساحل" وجود آن را ايجاب ميكرد و لازم به توضيح است كه اين آلت كوبهاي ميتواند تكامل يافته همان آلات ايقاعي ايراني قديمي مانند نقارات، طاسات و الواح باشد كه عبدالقادر مراغهاي موسيقيدان بر جسته(838 ـ 750 هجري قمري) در كتاب خود به نام "مقاصدالالحان" از آن ياد ميكند.
در پايان تذكر اين نكته را لازم ميدانم كه اين اثر با بربط ايراني كه بر اساس بربط قديم ايران توسط استاد بزرگساز سازي و معلم مناعت و متانت و مهر، "استاد ابراهيم قنبري مهر" طراحي و بدست تواناي شاگردان خوب استاد،"برادران محمدي" ساخته شده، اجرا گرديده است. پس چنانچه نغمهاي توانست اثرگذار باشد اين نيست مگر تاثير ذوق و نبوغ و صفاي دل استاد قنبري مهر و اگر نتوانست فقط ضعف نوازنده آن را موجب گشته است.
* ايدهآلهاي مجيد ناظمپور در موسيقي چيست؟
ـ اين كه همه نوع موسيقي داشته باشيم و هر كدام را در جاي خودش استفاده كنيم.
* با توجه به مطالعاتي كه در موسيقي داشتيد، به عنوان يك كارشناس چه پيشنهادي براي بهبود اوضاع موسيقي كشور داريد؟
ـ ما بايد انواع موسيقيها را داشته باشيم. من خودم شخصا با موسيقي پاپ مخالف نيستم و نسبت به آن شناخت هم دارم ولي اين كه يك موسيقي بيهويت بر دل و جان مردم تسلط داشته باشد، خيلي دردناك است.
هركدام از انواع موسيقيها پيشينهاي دارند و در جاي خودشان قابل احترام.
خيلي از صداهايي كه ميشنويم و به نام موسيقي پاپ گريبانگير جوانان جامعه شده، پيشينه آن به خود خواننده و آهنگ سازبر ميگردد!
چرا كه تقليد كوركورانه از موسيقيهاي ديگر است.
ضعف اجرا، ضعف تنظيم و نوازندگي و شعر آبكي، معجون سريع الهضمي است كه به نام موسيقي پاپ يا مردمي به مردم خورانده ميشود.
* استقبال جوانان از اين ساز چگونه است؟
ـ متاسفانه بسيار كم! اميدوار باشيم كه آينده خوبي خواهيم داشت. البته شرايط امروز بهتر شده است.
* چه برنامههايي دردست داريد؟
ـ سه اثر تكنوازي ديگر دردست تهيه دارم با فضاهايي كاملا متفاوت. مجموعه نت همين آلبوم راز ساحل به زودي منتشر ميشود. همان تاريخ بربط آماده چاپ است. دو سه كتاب ديگر در زمينه تاريخچه و يا اطلاعات عمومي در مورد اين ساز را در دست تهيه دارم. بعضي از كتابها را خودم تأليف كردم و بعضي هم ترجمه از عربي به فارسي است.
همچنين جزوههاي آزموشي براي آموزش صحيح ساز بربط كه انشاالله چاپ شود.
* حيفم ميآيد در پايان اين گفتگو از شما نپرسم چه انتظاري از مسؤولين فرهنگي و هنري كشور داريد؟
اميدوارم شرايطي برايم آماده كنند تا اين اطلاعاتي كه من ذره ذره از كشورهاي مختلف جمعآوري كردم، منتشر و منتقل كنم.
خوشبختانه واحد فرهنگي هنري شهرداري اصفهان در تدارك برگزاري سميناري براي من است تا خلاصه تحقيقات خودم را در آنجا ارائه كنم. دوست دارم اين اتفاقات در تهران هم رخ بدهد.
|